بنام خالق دوست
نور صاعقه آسمان را روشن كرد بعد از چند لحظه غرش مهيبي سكوت شب را درهم شكست، صداي قطرههاي باران روي كارتني كه رويش كشيده بود همانند زنگ ساعت شماطهدار او را به خود آورد. سرش را از زير كارتن بيرون كشيد دور و برش را نگاهي كرد و بعد نگاهش را به آسمان دوخت باران با شدت بيشتري بر سر و رويش ميكوبيد نگاهش با همه فرق داشت باران رحمت است اما براي او زحمت؛ بايد بار و بنهاش را جمع ميكرد و سقفي مييافت، كتاني پاره و سوراخ سوراخش را كه روز پاپوشش بود و شب بالش زير سرش روي زمين گذاشت و با عجله پاي لاغر و چركش را به زور در آن جا داد بندهاي پوسيده كتاني را كشيد بند پاره شد دوباره به آسمان خيره شد زير لب چيزي ميگفت، انگار به زمين و زمان اعتراض داشت. عمق سرما را از بخار بازدمش كه در زير نور چراغ پارك مشخص بود ميشد حس كرد. چند كيسه نايلوني كه در آن مقداري خرت و پرت از قبيل لباسهاي نيمدار، بطري آب و چند ظرف يكبار مصرف غذا قرار داشت و آنها را زير صندلي جاسازي كرده بود جمع و جور كرد، پتوي رنگ و رو رفتهاي كه زيرش انداخته بود را روي سرش كشيد و به سوي مقصدي نامعلوم به راه افتاد و كمكم در تاريكي پارك ناپيدا شد.
آري!! مشابه اين اتفاق هر شب در گوشه گوشه شهر تكرار ميشود و تمام اين اتفاقات زماني رخ ميدهد كه شايد منو تو در كنار شومينه يا بخاري اتاق پذيراييمان روي مبل لم دادهايم و از بيحوصلهگي كانالهاي تلوزيون را پايين و بالا ميكنيم، و يا در يكي از همين شبهاي سرد پشت چراغ قرمز كودك فالفروشي به شيشه ماشينمان ميكوبد و ما بدون توجه به او تا چراغ سبز ميشود با شدت بيشتري گاز ماشين را فشار ميدهيم تا نكند ديدن اين منظره براي چند لحظه فكرمان را درگير كند.
در اين بيتفاوتي من، شما و حتي جامعه؛ افراد كارتن خوابي هستند كه با دلايل مختلفي از تمام امتيازات زندگي محروم شدهاند و بيهدف و تكراروار قصه خانهبهدوشي و بيخانماني را هر روز تجربه ميكنند.کارتن خوابی پدیدهای است که در کلان شهرها شیوع و ظهور پررنگتری دارد.بر اساس گزارشهای سازمان رفاه، خدمات اجتماعی و مشارکتهای مردمی شهرداری، بیخانمانی پس از اعتیاد، تکدیگری، کودکان خیابانی در رتبه چهارم آسیبهای مهم شهری قرار دارد این معضل اجتماعی مسبب آسیبهای زیانباری در حوزههای دیگر مانند بهداشت، اعتیاد و... میباشد. در واقع پدیده کارتنخوابی در جامعه، مولد معضل شایعتری با عنوان ولگردی یا همان بیخانمانی و طرداجتماعی است.
بیخانمان به کسی گفته میشود که به علت شرایط خاص جسمی، روانی یا اجتماعی، جایگاه و مسکن ثابت، درآمد و شغل مناسب ندارند، حتی از حمایتهای اجتماعی و حمایتهای خانواده نیز برخوردار نیستند.فقر مالی عامل مهم و بسیار تعیین کنندهای در بیخانمانی و طرداجتماعی افراد است این افراد به سبب عدم توانایی کار و کسب درآمد، از سوی سایر اعضاء طرد یا به خواسته خود مجبور به ترک خانه میشوند آنان از جامعه رانده شده و از شیوه متعارف زندگی که اغلب مردم داشتن آن را برای خود امری عادی تصور میکنند محرومند.وضعیت کارتن خوابها بسیار نامناسب است زیرا کارتنخوابها علاوه بر اینکه شرایط قابل قبول اجتماعی – اقتصادی را ندارند، اغلب از رانده شدگان جامعه هم چون معتادان بوده که به بیماریهای عفونی چون ایدز و هپاتیت نیز مبتلا هستند.
سه عامل مهم و اساسی اعتیاد و مصرف مواد مخدر، ناتوانیهای جسمی و روانی، مهاجرت و عدم تطابق با محیط جدید، در کارتنخوابی افراد نقش دارد؛ اعتیاد یکی از ویژگیهای مشخص و بارز بسیاری از کارتنخوابهاست، اعتیاد و کارتنخوابی دو پدیدهای هستند که رابطهای عمیق و به هم پیوستهای دارند و هر کدام تشدید کننده دیگری است بطوری که در ذهن و افكار عموم، کارتنخوابها همان معتادان مطرود شده نقش بسته شده است که به دلایل عدم تمکن مالی و حمایت خانواده به کارتنخوابی روی آورده است اما در واقع هستند افراد کارتنخوابی که اعتیاد ندارند اما از آنجا که تمامی آنها از نظر روانی در وضعیت مساعدی به سر نمیبرند طبیعتاً پتانسیل اعتیاد را دارند و ممکن است با قرار گرفتن در چنین محیط-هایی مبتلا به اعتیاد شوند ..
پدیده کارتنخوابی منشاء و تشدید کننده خیلی از ناهنجاریهای اجتماعی و معضلات دیگر میباشد که نه تنها جان خود فرد را به مخاطره میاندازد بلکه تهدید سلامت و آرامش دیگر افراد جامعه را به دنبال دارد میتوان به برخی از پیامدهای کارتن خوابی از قبیل انتقال بیماریهای واگیردار، تخریب اموال عمومی، اعتیاد به موادمخدر، تکدیگری،سرقت و فحشاء . اشاره کرد.بخش عظیمی از این افراد به موادمخدر و مشروبات الکلی اعتیاد دارند و زنجیرهوار افراد دیگری را هم به کام اعتیاد میکشانند
امروزه، توسعه نظامهای آموزشی، پزشکی و... ره آورد صنعتی شدن جوامع تلقی میشود و هر چند مزایای مثبتی را در خود دارد، اما آن روی سکه، فقر، اعتیاد، فحشاء و سایر معضلات را نیز به همراه خواهد داشت ماحصل پدیده کارتنخوابی، عدم ثبات شخصیت و اختلالات روانی در فرد است و این عدم تعادل در رفتار و روح وروان باعث میشود قدرت ریسک در فرد را برای دست زدن به هر جرمی جهت تامین هزینههای موادمخدر وتهیه غذا و پوشاک بیشتر کند معمولاً کارتنخوابها جرائم کوچک و بزرگی را مرتکب میشوند، البته برخی از آنها متکدی هستند و یا با کارهایی مثل دستفروشی، پاک کردن شیشه اتومبیل، اسپند دود كردن، جمعآوري ضايعات و زبالههاي خشك و... امرارمعاش میکنند با این وجود نفس عمل کارتن خوابی دارای تاثیرات سوء بر امنیت روانی و اجتماعی جامعه است.
اغلب افراد کارتنخواب نقاطی در شهر که ایمنتر و دسترسی به امکاناتی از قبیل آب، غذا و سرويس بهداشتي است و معمولا این شرایط در بوستانها و مراکز عمومی و نقاط پرتردد مهیا است برای در کنار هم بودن انتخاب میکنند و بسیاری از آنها هم مراکزی همچون گرمخانهها و چادرهای اسکان موقت که شهرداریها جهت رفاه حال این افراد قرار داده انتخاب میکنند و معمولا این محلها شرایط ابتلاء به بیماریهای واگیر دار را تشدید میکند و مکانی میشود برای تبادل افکار مجرمانه و تشدید و ترقیب همدیگر برای جرم و بزه.
وجود پديده کارتنخوابي مبين نوعي نقص در عملکرد بعضي نهادهاست، حس بدبینی مردم نسبت به کارتن خوابی نشأت گرفته از عدم مدیریت صحیح در جامعه است كه باعث القای ناامیدی به مردم میشود.
گاهي اسکان و حمایت از کارتنخواب نه تنها آنها را به تلاش و پویای وا نمیدارد بلکه آنها را به سمت تکدیگری سوق میدهد. مدیریت درست میتواند آنها را به آغوش خانواده و جامعه بازگرداند. در بین افراد کارتنخواب افرادی با پیشینه صنعتگری و مهارت در حرفههای فنی وجود دارد با ارائه راهکار مناسب میتوان این نیروی بالقوه کار را به چرخه کار و تلاش هدایت و مدیریت کرده.
با توجه به ماده 96 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مصوب 1383 و ماده يك قانون ساختار نظام جامع و رفاه و تامين اجتماعي، شهرداریها و خیلی از نهادهای مدنی به اسکان و تهیه پوشاک و غذا برای این قشر آسیب پذیر اقدام میکنند که در ابتدا شاید لازم و ضروری برسد اما در دراز مدت نه تنها چهره شهر از اين پدیده ناموزن پاک نخواهد شد بلکه باعث شيوع بيشتر آن میشود. ایجاد شغل و حرفه در کنار سامان دادن و آموزش میتواند کمک به سزایی به آنها کند وبقولي بجای ماهی دادن باید ماهیگیری را یادشان بدهیم.
باید در خصوص پدیده کارتن خوابی کار علمی و کارشناسانه انجام گیرد و بعد از اینکه دلایل بیخانمانی و کارتنخوابی فرد شناسایی شد نیاز است که برای مشکلات روحی روانیشان کار درمانی صورت گیرد پس از فرایند بازپروری آنها و تزریق حس خودباوری؛ آنگاه ميتوان با کمک مالی آنها را به سمت رشد و پویایی و زندگی جدیدی هدایت نمود.
اگر شیوع پدیده کارتن خوابی را جدی نگیریم به مرور بصورت یک اپیدمی نه تنها کلان شهرها بلکه شهرهای کوچک را در بر خواهد گرفت. پدیده کارتنخوابی همانند بیماری اعتیاد چند وجهی است و همانند اعتیاد که ماحصل اختلالروانی در فرد است نیاز است که مشکلات فردی این پدیده بررسی و مرتفع شود و در مرحله بعد مشکلات اجتماعی و عوامل خانوادگی پیگیری و رفع گردد.
درپایان لازم میدانم به این نکته اشاره کنم که در خصوص پدیده کارتنخوابی سکوت و بیان نکردن توسط نهادیهای زیربط نه تنها افکار و اذعان عمومی را از آسیب مصون نمیکند بلکه موجب میشود در انکار و پنهان نمودنِ حقایق، بستری برای شیوع و پیامدهای مخرب این پدیده مهیا شود پس برای حل معضلات اجتماعی نیاز به رویکرد اجتماعی و دخیل کردن افکار عمومی و تشریک مساعی جامعه در رفع آن میتواند بهترین تاثیرگذاری را داشته باشد.
مجتبی دشتی اعتیادپژوه
یازدهم اسفند93
برچسب: کارتن خوابی,کارتن خوابی در اروپا,کارتن خوابی در ایران,کارتن خوابی زنان,کارتن خوابی در تهران,کارتن خوابی بازیگر,کارتن خوابی تهران,کارتن خوابی و اعتیاد,پدیده کارتن خوابی,علت کارتن خوابی,
نویسنده: مانی نظری