خرید بک لینک

کاربرد دارویی 1

1 1

مشکلات و تاثیرات ناشى از استعمال ترکیب داروها قابل پیش بینى نیست. بعضى اوقات داروهاى کندساز (آن دسته که فعالیت هاى بدنى را از طریق تاثیر بر روى سیستم عصبى مرکزى کاهش مىدهد) همانند الکل بنزودیازپینها به منظور خنثى کردن تاثیرات تحریک کننده کریستال مورد استفاده قرار مىگیرد. به هر حال استفاده از چند نوع دارو براى این منظور ممکن است منجر به استفاده مرتب و وابستگى به انواع داروها شود.

اصليترین کاربرد داروییترکیباتآمفتامیناختلال کمتوجهی پیشفعالی است هر چند گاه در درماننارکولپسی (حملات خواب) و چاقیهای مقاوم به درمان نیز استفاده میشوند.

مصرف شیشه

مصرف اکستازی در پارتیها ومیهمانیها به عنوان یک ماده انرژیزا مصرف میشود و مصرفکنندگان آن میتوانند ساعتها بدون استراحت بیدار بمانند و از انرژیهای نهفته یا ذخیره شده در جسم خود در حد بالایی بهرهبرداری نمایند که پس از مدتی شدیداً با کمبود انرژی مواجه میشوند که از ظاهر آنها کاملاً مشخص میشود. متأسفانه یکی از تبلیغات غلط در مورد این مادهمحرك این است که حتی اغلب مردم هم از آن به عنوان قرص شادی یاد میکنند درحالیکه این ماده از خود هیچگونه انرژی و شادی ندارد و انرژیهای ذخیره شده جسم را به یکباره آزاد میکند و انرژی که بایستی در طول چندین شبانهروز مصرف شود، یکشبه استفاده میشود و بعد از تمام شدن اثر آن شخص مصرفکننده به شدت احساس رکود و خستگی میکند و این آغازی است برای تكرار مصرف تا اعتیاد کامل که متأسفانه مصرفکنندگان اکستازی به طرف شیشه و کراک کشیده شدهاند .

شیشه تقریباً همان خواص اکستازی را دارد با این تفاوت که اکستازی اغلب معمولاً به صورت خوراکى و گاهى همراه مشروبات استفاده مى شود.انفیه کردن، تزریق یا تدخین با سیگار نیز از سایر راههاى مصرفى و در موارد نادر حتى به صورت شیاف مقعدى استعمال مىشودشکل تزریقى آن نسبت به سایر انواع آن اعتیاد بیشترى ایجاد مى کند. برای مصرف شیشه به صورت تدخين ابزار مخصوصي وجود داردمعمولا توسط پایپ (چپقشیشهای) كه یکی از لوازم آزمایشگاهی است کشیده میشود. مقدار خیلی کمی از شیشه را داخل گودی پایپ ریخته زیر آن را حرارت میدهند که در اثر این حرارت شیشه بخار شده و مورد استفاده قرار میگیرداما در ايران مصرفکنندگان شیشه ابزار دیگری را جایگزین این چپق شیشهای یا پایپ کردهاند که به راحتی با یک لامپ درست میشود محتویات لامپ روشنايي را بیرون میآورند، سپس شیشه را داخل این حباب توخالی ریخته و با قرار دادن یک لوله خودکار در داخل آن و مسدود کردن انتهای آن آماده مصرف میشود. در مرحله بعد با شعله فندک شیشه داخل حباب را از بیرون حرارت میدهند و از طریق لولهای که از انتهای حباب بیرون آمده است به صورت کشیدنی مصرف میشود.

حالت سرخوشي و توهم حاصل از مصرف این ماده تقریباً شبیه هیچ ماده مخدر دیگری نیست. عوارض مصرف این ماده، بسیار خطرناک و سنگین است. مصرفکنندگان این ماده در ابتداء مصرف پس از مصرف گاه تا ۷۲ ساعت حتی یک دقیقه نمیخوابند. پس از بین رفتن اثر این ماده شخص مصرفکننده طوری احساس خستگی و کوفتگی میکند که ممکن است حدود ۴۸ ساعت یا ۲ شبانهروز به صورت پیوسته خواب باشد و پس از بیداری سر دردهای شدید، بیقراری، لرزش و حرکات غیرعادی اعضاء بدن مثل دست و سر از حالات آن است.

مصرفکنندگان شیشه برای تجربه سرخوشی معمولاً دوباره مصرف میکنند و مانند سایر مواداعتيادآور فرایند اعتیاد آغاز میشود و پس از مدتی مصرفکننده شیشه تبدیل به یک معتاد تمامعیار میشود که البته با معتادان و مصرفکنندگان سایر مواداعتيادآور مثل تریاک و حتی هرویین بسیار تفاوت دارد. عوارض مصرف شیشه را در طول چندماه، حتی مصرف

هرویین در طول چندین سال به وجود نمیآورد.

دلایل گرایش و بررسی عوامل فردی ( جسمی روحی روانی ژنتیک ) محیطی, اجتماعی, سیاسی, اقتصادی, فرهنگی

نابودی نهاد خانواده، متلاشی شدن شخصیت فردی، افزایش انواع دیگر آسیبها و جرایم اجتماعی، افزودن بر افراد بیکار و سربار جامعه، کاهش بازدهی کاری و شغلی، کاهش نرخ بهداشت عمومی و دهها عارضه دیگر که همگی وابستگی به میزان معتادان یک جامعه دارد.

تمایل شدید جسمانی و روانی فرد به ادامه مصرف یک ماده که باعث تغییر در شرایط عادی وضعیت جسمانی، روانی و اجتماعی او میشود، اعتیاد نام دارد و به کسی که وابستگی جسمی و روانی به مواداعتيادآور دارد و ناگزیر است مصرف مشخصی از آن را به طور مستمر ادامه دهد، معتاد گویند.

پدیده وابستگی به مواداعتيادآور و توجه به آن به عنوان یک معضل اجتماعی تقریباً پدیده نوظهوری است که از عمر آن شاید بیش از صد و پنجاه سال نمیگذرد. البته مصرف مواد اعتيادآور و حتی عادت و نیز استعمال تفننی بدان، تاریخی طولانی دارد. لیکن از قرن نوزدهم به بعد است که به سبب تأثیر فراوان بر جنبههای متفاوت زندگی اجتماعی انسانها، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

یک فرد سالم برای اینکه به یک وابستهتبدیل شود باید فرایندی سه مرحلهای را بگذراند.

مرحله اول - آشنایی: در این مرحله شخص در اثر تشویق یا ترغیب دیگران یا میل درونی ( اختلالات , کمبودها , نیازها و خواسته های جسمی و روحی روانی ناشناخته درمان نشده و پاسخ داده نشده )برایانجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت، به مصرف مواد مخدر آشنا میشود.

مرحله دوم - میل به مواد ( نیاز یا میل جسمی و روانی ): در این مرحله، (جسم و روح و روان) هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا میکند و بعد از مدتها استفاده نامرتب از مواداعتيادآور، شخص دچار شک و تردید شده، برای رهایی از آن با امیال ( نیاز یا میل جسمی و روانی ):خود دست به مبارزه میزند.
مرحله سوم
–وابستگی: در این مرحله فرد دیگر نمیتواند دوری از مواد را تحمل کند. در این مرحله عدم دسترسی به مواد منجر به اختلالات شدید فیزیکی و روانی در فرد میشود و او به وابستگی کامل دچار میشود.

گرايش به مواداعتيادآور امروزه به صورت يك مشكل جدي در سطح جهاني مطرح ميباشد. در مورد سبب شناسي گرايش به مصرف مواد اعتيادآور و وابستگي به آنها، فرضيههاي مختلفي بيان شده است، اما هيچ يك از اين نظريهها به تنهايي نميتوانند علت مصرف مواداعتيادآور در يك فرد را تشريح كنند. در اغلب موارد مجموعهاي از عوامل در ايجاد مشكل نقش دارند ليكن در هر شرايط فرهنگي و اجتماعي خاص و در هر فرد برخي از عوامل نقش بارزتري را در مورد سببشناسي سوءمصرف ايفا ميكنند. مهمترين اين عوامل عبارتند از:

عوامل فردي

۱.عوامل زيست شناسي: سيستم عصبي، ژنتيك، تاثير مواد بر سيستمهاي بدن

۲.صفات شخصيتي: اعتماد به نفس پايين، احساس عدم كنترل روي زندگي خود، عدم پذيرش ارزشهاي سنتي و رايج، مقاومت در برابر مظاهر قدرت، نياز شديد به استقلال، صفات شخصيتي ضد اجتماعي، پرخاشگري شديد، فقدان مهارتهاي اجتماعي و تطابقي

۳.اختلالات: اختلال افسردگي، اختلال و وسواسي جبران، اختلال هواس، ترس مرضي، اختلال شخصيت ضد اجتماعي

۴.نگرش و ارزشها: نگرش مثبت به مواد اعتيادآور و باورهاي غلط، عدم اولويت دادن به ارزشهاي شخصي، عدم احساس مسئوليت فردي و كنترل خود
۵.موقعيت مخاطره آميز فردي: مورد آزار يا غفلت قرار گرفتن در دوران كودكي و نوجواني، بيخانماني يا فرار از خانه، اخراج از مدرسه، تك سرپرستي

عوامل محيطي

۱.خانواده: نگرش مثبت يا گرايش به مصرف مواداعتيادآور در خانواده، از هم گسيختگي خانواده، ناسازگاريها و اختلالات خانوادگي، كمبودهاي عاطفي، بيسوادي و ناآگاهي والدين نسبت به مسائل اجتماعي، عدم كنترل فرزندان و روشهاي نامناسب تربيتي، فقر خانواده

۲. گروه همسال و همسان: گرايش و فشار دوستان به مصرف مواداعتيادآور، نياز به عضويت در گروه

۳. سیستم غلط اموزشی و پرورشی: شيوههاي نامناسب آموزشي، بيتوجهي به نيازهاي فرد، فقدان مقررات جدي منع مصرف، عدم حمايت و طرد

عوامل اجتماعي

بازار مواد: قيمت مواد اعتيادآور، فراواني مواد, تبلیغات اغفال کننده, هوشمندی مافیای مواد, شناخت و مطالعه دقیق از وضعیت جوامع وسوءاستفاده از نیازها و کمبودهای جسمی و روانی مردم وعدم آگاهی آنها, توجه سوداگران به معضلات و کمبودها،نارسايي قوانين منع توليد، مصرف، خريد و فروش مواد و عدم اجراي قوانين، كمبود فعاليتهاي جايگزين، کمبود منابع علمی و عملی و درمانی و عقب ماندن از زمان و مافیا،كمبود امكانات حمايتي، مشاورهاي و درماني، توسعه صنعتي، محروميت اقتصادي و اجتماعي

عوامل خانوادگي

۱.از هم گسيختگي خانواده

۲.بعد بالاي خانوار ( خانواده پر جمعيت )

۳.تنشها و مشاجرات خانوادگيو پایین بودن سطح سلامت جسمی و روانی در خانواده

۴.بي سرپرستي و تك سرپرستي

۵.وجود فرد معتاد در خانواده

۶. معاشرتهاي ناسالم

۷.بسوادي و كمسوادي والدين

۸.نداشتن فرهنگ مشاور در خانواده

۹.نداشتن آموزشهاي خانواده در جهت روابط زناشويي

۱۰. فقدان مهارتهاي ارتباطي در خانواده (نبود یا کمبود علم و مهارت زندگی سالم درخانواده)

۱۱. روابط ناسالم بين اعضاي خانواده

۱۲. نداشتن آموزشهاي لازم در خصوص روشهاي صحيح تربيتي

۱۳. نداشتن آگاهي والدين از عوارض مصرف مواداعتيادآور

۱۴. عدم كنترل صحيح فرزندان

۱۵. عدم آگاهي نسبت به نيازهاي خانواده

۱۶. فقدان سيستم ارزشي صحيح در خانواده

۱۷. نداشتن فرهنگ صحيح اجتماعي

۱۸. نداشتن ارتباط صحيح والدين با فرزندان

۱۹. سوء استفاده از فرزندان جهت خريد مواد

20. وجود اختلالات جسمی و مهمتر از آن اختلالات روحی روانی رفتاری در بین اعضای خانواده

مجتبی دشتی

ويژگيهاي فردي

اگر چه موارد خاص نیز کم نیستند اما ویژگیهای فردیاکثراً بشرح ذیل است

۱.مذكر و مجرد

۲.کثرا بين سنين ۱۵ الی ۲۴ سال معتاد میشوند

۳.شغل فرد: بیکار، كارگر، راننده، صيادي، كشاورزي، نقاشي ساختمان و کلاً کارهایی که احتیاج به بیدار بودن در شب دارد و یا ساعت استراحت مشخصی ندارد جزو کسانی هستند که گرفتار این معضل اجتماعی شدهاند.
۴.ويژگيهاي خاص شخصيتي(عدم اعتماد به نفس، كنجكاوي، بخصوص در مسائل جنسی)

۵.نداشتن مهارتهاي اجتماعي و فردي در زندگي

۶.تحصيلات

۷.عدم اطلاعات و آگاهي از مضرات مواد

۸.كم رنگي اعتقادات و ايمان فرد

۹.بيماريهاي جسمي ( وجود مشکلات جسمی روحی و روانی و رفتاری درمان نشده که میتواند پیش زمینه یا عوامل اصلی شکلگیری اعتیاد باشد )

عوامل اجتماعي

۱.فقر( مالی و فرهنگی و علمی و مهارتی )

۲.زندگي در محلات آلوده ( و تاثیر پذیری از گروه همسال و همسان )

۳.فقدان مهارتهاي ارتباطي در جامعه

۴.عدم برخورداري از سيستم آموزشي و پرورشی مناسب

۵.بيكاري ( بی هدفی بی برنامگی بی انگیزگی ناامیدی )

۶ در دسترس بودن مواداعتيادآور

۷.سودآوري بالاي قاچاق

۸.مهاجرت ( بين شهري، داخل استاني )

۹.نداشتن الگوي مناسب اجتماعي

۱۰. عدم تطبيق فرد با محيط كارو زندگی

۱۱. ضعف اجراي قوانين

۱۲. نگرش مثبت به اعتياد

۱۳. باورهاي غلط در مورد مواداعتيادآور

۱۴. موقعيت خاص جغرافيايي استان

15. غناي اقتصادي

16-شرايط كاري ( رواني كار و محيط كار)

17. توريست پذيري و خصيصه گردشگري

18. عدم وجود قبح مصرف مواد

19. عدم حمايت اجتماعي از افراد ( بیمار, در حال درمان یا درمان شده )

20. برخورد ناصحيح با گروههاي آسيب پذير و در معرض خطر

21. عدم دسترسي به فضاي مناسب براي رشد فرهنگي

22. تنوع قومي

23. كمبود آگاهي در خصوص مهارتهاي آموزشي و پرورشي

24. عدم آگاهي و كمبود فرهنگ استفاده از مراكز فرهنگي و هنري

25. توسعه ناهماهنگ شهري با فرهنگ صحيح اجتماعي

خدمات

۱.كمبود مراكز مشاوره( تشخیصی, غربالگری )

۲.كمبود کمبود مراکز تخصصی وافراد متخصص در زمينه اعتياد و ورود افراد غیر متخصص به درمان

۳.كمبود مراكز تفريحي، فرهنگي و ورزشي

۴.كمبود مراكز پژوهشي مرتبط با اعتياد

۵.بالا بودن هزينه استفاده از مراكز فرهنگي

۶.كمبود مراکز حمایتی توانمندسازی و مددکاری اجتماعی حرفه آموزی و اشتغالزایی

۷.كمبود مراكز درماني ( متخصص و به روز ) معتادينو نابسامانی منابع خدماتی و درمانی و تعریف غلط جایگاههای آنها

۸.عدم وجود تخت جهت درمان معتادين ( بستري ) وعدم دسته بندی و ارجاع بیماران

۹. پايين بودن كيفيت برنامههاي صدا و سيما

۱۰. عدم مبارزه فرهنگي و همهگیر با اعتياد

۱۱. نداشتن سيستم ارزشيابي صحيح كليه فعاليتهاي ضد اعتياد

۱۲. عدم وجود آموزش مناسب در خصوص اعتياد در جامعه

۱۳. كمبود برنامههاي فرهنگي و عدم كارآيي آموزشها

برچسب: نویسنده: مانی نظری تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 22:31

صفحه بندی