1 1 1

مرحله اول – درماندگی احساسی
- در مرحله اول لرزش با آن که در حال بهبودی هستیم و برنامه ۱۲ قدم را کار می کنیم ممکن است با یک مشکل روبه رو شویم اما نخواهیم یا نتوانیم از لحاظ احساسی با این مشکل کنار بیاییم. در این مرحله نمی دانیم که برای کنار آمدن با این مشکل و حفظ بهبودی خود باید از چه ابزار و راهکاری استفاده کنیم و در نتیجه افکارمان ما را قانع میکند که برنامه دوازده قدم به درد ما نمیخورد. در چنین مرحلهای است که به طرز فکری برمیگردیم که در جلسات انجمن به آن افکار زمان مصرف گفته میشود یعنی افکارمان به حاله سابق برمی گردد و با آن که میدانیم یک جای کارمان اشکال دارد ولی چون نمی توانیم احساسات خودمان را درک کنیم و راه درستی برای ارزیابی احساسات و افکار خودمان در اختیار نداریم در نتیجه نمیتوانیم با مشکلی که با آن روبه رو هستیم کنار بیاییم.
مرحله دوم – انکار درماندگی
- در این مرحله به جای اینکه قبول کنیم که از لحاظ احساسی تحت فشار قرار داریم یا قادر نیستیم با احساسات خود کنار بیاییم و به جای اینکه در انجمن از دیگران کمک بخواهیم برای متقاعد کردن و فریب دادن خودمان مشکلاتمان را انکار می کنیم و کتمان می کنیم و چنین وانمود می کنیم که حالمان در بهبودی خوب است و مشکلی نداریم. انکار کردن مشکلات از جمله راهکارها و ترفند هایی است که همه ما معتادان به خوبی با آن آشنا هستیم چون در زمانی که اعتیاد فعال داشتیم هر موقع که حالت ناخوشایندی به سراغ ما می آمد از روش انکار کردن و نادیده گرفتن مشکلات استفاده میکردیم. البته ما معتاد بودن خود را انکار نمیکنیم بلکه منکر آن میشویم که در بهبودی با مشکل و فشارهای عصبی و احساسی رو به رو هستیم و قادر به مقابله با این شرایط نیستیم. روش غریزی ما این است که خود را متقاعد کنیم که مشکلی نداریم چون به سراغ مواد نرفته ایم در این مرحله است که به احساسات و حالات روحی خودمان توجه نشان نمی دهیم و از ابزار بهبودی و حمایت انجمن از جمله مشارکت صادقانه وضعیت روحی و روانی خود با راهنمای مان یا در جلسات استفاده نمی کنیم. در این مرحله ممکن است با مشکلات جدی و مهمی که به ناگهان در زندگی با آنها روبهرو میشویم نتوانیم کنار بیاییم و به علت ناتوانی در کنار آمدن با مشکلات احساسی و عاطفی کنترل اعضاء از دستمان خارج می شود. برای مثال ممکن است در حال بهبودی به مشکلات خانوادگی و زناشویی از جمله طلاق دچار شویم ولی چون از ابزارهای درست استفاده نمی کنیم به جای اینکه مشکلات را حل کنیم آنها را انکار می کنیم در برخورد با چنین مشکلاتی است که ما باید برنامه بهبودی روزمره خود را با جدیت بیشتری دنبال کنیم و نگذاریم این مشکلات زندگی ما را �فته کند و تمرکزمان بر روی برنامه بهبودی مان را بر هم زند اگر با مشکلات به درستی مقابله نکنیم نتیجه این میشود که به تدریج از حمایت های انجمن فاصله میگیریم و هر روز بیشتر از روز قبل وضعیت بهبودی خود خشمگین و ناراضی می شویم.
- به یاد داشتن این موضوع بسیار مهم است که در روزهای اول بهبودی بسیاری از ما معتادین از عوارض خماری عذاب میکشیم و ناراحتی های عاطفی و احساسی باعث میشوند که احتمال لغزش ما بیشتر شود. در این مرحله است که احساسات و حالات ای همچون اضطراب و افسردگی، بی خوابی و از دست دادن حافظه به سراغمان می آیند. احساس میکنیم که سوار ترن هوایی شده ایم چون احساسات ما آنچنان پریشان میشود که به هیچ و نمی توانیم آنها را کنترل و مهار کنیم. باید در این مرحله بپذیریم که نوسان شدید حالت روانی ما یکی از اجزاء اصلی فرایند بهبودی ما محسوب می شود باید بدانیم که بالا و پایین شدن های عاطفی و احساسی حالتی گذرا دارند و به تدریج از میان میروند باید حواسمان باشد که صبر و شکیبایی خود را در این حالت از دست ندهیم و از پ �یشانی افکار و اندیشه های خود به عنوان بهانهای برای مصرف دوباره استفاده نکنیم.
مرحله سوم – نشان دادن رفتارهای افراطی
- مرحله بعدی در سراشیبی به سمت استفاده دوباره از مواد مخدر نشان دادن رفتارهای افراطی در واکنش به فشارهای عصبی و تحمل مشکلات است. در این مرحله افکار ما به حالت ناسالم و معتاد گونه قبلیه خود که برای کنار آمدن با زندگی به آن عادت کرده است بر می گردد و ما برای فرار از مشکلات و احساس آرامش به کارهایی که ارتباطی به برنامه بهبودی ما ندارد مشغول می شویم. از طرفی می دانیم که نمیخواهیم دوباره مصرف کنیم اما از طرف دیگر از راهکارهای برنامه نیز برای حفظ بهبودی خود و برخورد با مشکلات زندگی استفاده نمی کنیم. در این حالت است که ما کارهای افراطی مثل ،پر کاری ، پرخوری کم خوری یا ورزش شدید روی می آوریم ممکن است برای این کار و سرپوش گذاشتن بر روی احساسات خود به روابط احساسی معتاد شده یا به روابط جنسی متوسل شویم. در گردهم آیی های خانوادگی و دوستانه ممکن است برای کنترل یا کاهش فشار های عصبی خود به طور ناخودآگاه تلاش کنیم تا با خودنمایی بیش از اندازه قدرت خودمان را به رخ دیگران بکشیم گرچه این گونه رفتارها موقتاً باعث میشود تا فشارهای عصبی ما کاهش پیدا کند اما مشکلات روحی روانی ما را حل نمیکند شاید ما در ظاهر احساس کنیم که به خوبی روند بهبودی خود را ادامه می دهیم اما در باطن و درون خود خشمگین و ناامید هستیم.
- اگر رفتاری که ما از خود نشان می دهیم با آنچه در درون خود احساس می کنیم تفاوت داشته باشد باید بدانیم که چنین حالاتی نشانه لغزش عاطفی و احساسی است. در این مرحله است که باید بدانیم صداقت یکی از مهمترین معیارهای است که به ما کمک می کند تا بهبودی خود را حفظ کنیم. اما وقتی با خودمان صادق و روراست نباشیم و برای مخفی کردن فشارهای عصبی خود به رفتارهای افراطی متوسط شویم. به تدریج برنامه بهبودی خود و حمایتهای انجمن را کنار خواهیم گذاشت و در مسیری که به طور طبیعی در انتظار ماست یعنی استفاده دوباره از مواد مخدر پیش خواهیم رفت. در این مرحله از فرایند حرکت به سوی لغزش کامل مصرف مواد مخدر ممکن است تصمیم های غیرمنطقی بگیریم و قضاوت درستی درباره مسائل نداشته باشیم. ممکن است برنامه های روزمره بهبودی خود را کنار بگذاریم و همان عادت ها و کارهای قبلی همچون گوشهگیری بیدار ماندن تا دیر وقت یا نادیده گرفتن مسائل بهداشتی و نظافت خودمان را از سر بگیریم. ممکن است که ما برای اینکه احساس خوبی داشته باشیم برنامهریزیهایی را برای انجام بعضی از کارها انجام دهیم اما افکار منحرف و آشفته ما که با قدرت تمام بازگشته است هزاران بهانه می آورد تا از کارهایی که قصد انجام آنها را داریم منصرف شویم. ممکن است که از دست دیگران عصبانی می شویم و آنها را مسئول نابسامانی زندگیمان را بدانیم ممکن است خودمان را در گیره مسائل جزئی کنیم و مسائل کوچک و پیش پا افتاده را در ذهنمان بزرگ جلوه دهیم و تمام وقت و انرژی خود را به فکر کردن به این گونه مسائل صرف کنیم. در این مرحله است که رفتار افراطی ما هر روز مشکلات تازه ای را برای ما ایجاد میکند و ما احساس میکنیم که از عهده این مشکلات بر نخواهیم آمد و همین موضوع باعث میشود که خشمگین و درمانده شویم. در حالی که انواع آشفتگیها زندگی ما را فرا گرفته است و به تدریج قدرت تشخیص خود را از دست می دهیم و نمی دانیم که چه موضوعی در زندگی ما در اولویت قرار دارد در این مرحله است که ما از انجام کارهایی که برای حفظ بهبودی مان لازم است خودداری میکنیم.
مرحله چهارم -اتفاق تحریک کننده
- در این مرحله است که به ناگهان اتفاقی می افتد و باعث می شود تا ما با استفاده دوباره از مواد مخدر تحریک شویم. برای ما معتادین معمولاً این آدمها مکانها و شرایط هستند که مصرف مواد مخدر را به یادمان می آورند و ما را تحریک میکنند تا با استفاده از مواد را دوباره شروع کنیم. وقتی در حال بهبودی قرص و محکم هستیم و از راهکارها و ابزارهای برنامه دوازده قدم استفاده می کنیم می توانیم عواملی را که ما را به یاد مواد مخدر میاندازد کنترل و مهار کنیم. ما به جلسات انجمن میرویم و با راهنمای خود صحبت می کنیم یا اینکه به درگاه قدرت برتر دعا و نیایش میکنیم تا ما را از وسوسه و فکر استفاده دوباره از مواد نجات دهد. اما در این مرحله که با لغزش فکری و احساسی دست به گریبان هستیم یک عامل تحریک کننده کافی است که آتش مصرف دوباره مواد مخدر را در درون ما شعله ور کند. برای مثال: ممکن است در برنامه تلویزیونی ببینیم که کسی سرگرم مصرف مواد مخدر است یا به جایی برویم که در آنجا مواد مصرف می کردیم و دفعتاً احساس کنیم نمیتوانیم خودمان را کنترل کنیم.
مرحله پنجم – ناهنجاری و آشفتگی اوضاع درونی
- وقتی فشار های عصبی ما شدید میشوند احساسات بر فکر و منطق ما غلبه پیدا میکنند و ما با استفاده دوباره از مواد تحریک می شویم. این حالت ما را به مرحله بعدی از لغزش یعنی لغزش فکری می کشاند در این موقع است که الگوهای فکری ما شکل عادی و طبیعی خود را از دست میدهند و حالت آشفته و معتاد گونه پیدا می کنند. در این حالت است که وسوسه مصرف مجدد مواد مخدر به سراغ ما می آید و انکار کردن و خیالبافی درباره به اصطلاح روزهای خوب مصرف مواد مخدر همه هوش و حواس ما را به خود جلب می کند.
- در این مرحله از لغزش است که ما نیاز داریم به خودمان یادآور شویم که چه کسی هستیم و برای چه می خواستیم پاک شویم و قدم اول را دوباره کار کنیم باید بدانیم که ما انسان هایی هستیم که از نوعی بیماری خاص یعنی اعتیاد رنج می بریم و همین بیماری است که ذهن و جسم ما را از حالت طبیعی خارج کرده است. لازم است به خاطر بیاوریم که نیازی نداریم دوباره مصرف مواد را از سر بگیریم و اگر میخواهیم بهبود ایمان را حفظ کنیم باید همه حواس خود را روی کارکرد قدمها متمرکز کنیم.
مرحله ششم – درهم ریختگی اوضاع بیرونی
- ممکن است مدت زیادی در حال لغزش فکری باقی بمانیم و تصور کنیم که هیچ مشکلی در بهبودی نداریم. در این مرحله هنوز به سراغ مواد مخدر نرفته ایم و به همین علت به خود میگوییم که جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد. با وجود این خودمان میدانیم که وضعیت روحی ما حالت عادی و سالم ندارد. میدانیم که روند بهبودی ما چندان خوب و مناسب نیست اما به علت ترس، شرمندگی یا غرور، حالت روانی و آشفتگی ذهنی خود را مخفی نگه میداریم. در این مرحله است که افکار معتاد گونه باعث می شوند تا در زندگی و دنیای اطرافمان مشکلاتی برای ما اتفاق بیفتد .برای مثال: چون از درون آشفته هستیم ممکن است با اعضای خانواده خود مشاجره کنیم یا با همکاران مشکل پیدا کنیم یا اینکه نسبت به برنامه بهبودی خود و انجمن احساس نفرت کنیم. در این مرحله است که مشکلاتی که در زندگی و اطراف خود با آنها روبه رو هستیم هر روز بیشتر و بیشتر می شوند و ما هر روز از برنامه بهبودی خود بیشتر فاصله می گیریم و از حمایت های انجمن ما نیز استفاده نمی کنیم.
مرحله هفتم – از دست دادن کنترل

- وقتی به جای کار کردن برنامه مهمان و استفاده از حمایت های انجمن سعی میکنیم تا برای کنار آمدن با زندگی و مشکلات آن به خودمان تکیه کنیم به ناگهان متوجه میشویم که نمی توانیم از پس مشکلات بر آئیم. در این مرحله است که غالباً برای فراموش کردن مشکلات خود و به دست آوردن آرامش � رفتار افراطی متوسل میشویم و اینگونه رفتار به طور معجزه آسایی باعث می شوند تا ما آرامش پیدا کنیم این راهکار برای مدتی کوتاه نتیجه میدهد اما در نهایت اوضاع از دست ما خارج می شود. به محض اینکه یکی از مشکلات پیش آمده را حل میکنیم دو مشکل جدید سر راه ما سبز میشوند زندگی ما به روز مشکلات پی در پی تبدیل می شود. و دچار بحران بی وقفه می شویم و هرچه تلاش میکنیم تا مشکلات را از پیش پا برداریم موفق نمیشویم سرانجام به این نتیجه میرسیم که کنترل اوضاع از دستمان خارج شده است و به همین علت به وحشت میافتیم و احساس درماندگی می کنیم. در این حالت است که خودمان بگوییم بله من پاک هستم و برنامه بهبودیم را کار می کنم ولی در عین حال احساس می کنم که کنترل اوضاع را از دست دادهام و همچون گذشته درمانده و بی پناه هستم و اگر به بودی این اصل من از خیر آن گذشتم.
مرحله هشتم – بها دادن به افکار معتاد گونه
- در این مرحله است که همه مکانیسم های دفاعی معتاد گونه ما با تمام قدرت به ما هجوم می آورند بیماری ما باعث می شود تا ما احساس کنیم که برنامه بهبودی ما مختل شده است و این برنامه درواقع آن چیزی نیست که ما میخواستیم و به درد ما نمیخورد. در این مرحله احساس درماندگی و عجز میکنیم و تصور میکنیم که در انجمن هیچ کس ما را درک نمی کند و نمی تواند به ما کمک کند. به تدریج به این فکر میافتیم که از دوستان معتاد خود سراغ بگیریم اما خود را فریب داده و با خود میگوییم قصد نداریم که مواد مصرف کنیم بلکه میخواهیم دوستان خود را که افراد خوش مشرب و جالبی هستند ببینیم افکار معتاد گونه تلاش میکند تا ما را متقاعد کنند که بهبودی کار بسیار دشواری است و گره کار ما به دسته این برنامه باز نمی شود. با آنکه قصد نداریم مواد مصرف کنیم اما درباره مواد خیالپردازی میکنیم وسوسه مصرف مجدد مواد مخدر به تدریج به سراغ ما می آید ممکن است در این مرحله خودمان را قانع کنیم که ما اصلا معتاد نبوده ایم و مصرف مواد آن طور هم که ما تصور میکردیم بد و دردسر آفرین نبوده است. ذهن ما فقط جنبه های خوب و لحظه های خوش مصرف مواد مخدر را به یاد ما می آورد و فراموش میکنیم که اعتیاد چه بلاهایی را که بر سرما نیاورده است ممکن است با خود این طور فکر کنیم که به صورت تفننی و تفریحی مواد مصرف خواهیم کرد یا اینکه ماده مخدر دیگری را برای مصرف انتخاب خواهیم کرد و خواهیم توانست مصرف آن را کنترل کنیم. ممکن است افکار معتاد گونه ما را متقاعد کند که مشکل اصلی و واقعی ما مواد نیست بلکه مشکلات مهم طرح دیگری در زندگی داریم که باید انرژی خود را روی آنها متمرکز کنیم این احتمال وجود دارد که توجه خود را به مسائلی چون زناشویی، افسردگی، طلاق ،یا کار خود جلب کنیم و چنین تصور نماییم که اگر این مشکلات برطرف شد شوند زندگی ما سر و سامان خواهد گرفت.
مرحله نهم – قرار دادن خود در موقعیت های خطر ناک

- در این مرحله وضعیت روحی و افکارمان چنان آشفته است که ما کاملاً به راهکارها و پیشنهاد هایی که برای بهبود ایمان ضروری هستند بی توجه می شویم و با این تصور که مواد مصرف نخواهیم کرد خود را در موقعیت های پر مخاطره قرار می دهیم با خود خواهیم گفت دیدن دوستان معتاد ماند یا بازدید از مکان هایی که در در آنجا مواد مصرف کرده ایم مشکلی پیش نخواهد آورد از کار افتادگی قوای عقل ایمان در این مرحله به حدی می رسد که به خود کاملاً حق می دهیم چه کارهایی را انجام دهیم که می دانیم با اسم خواهد شد تا دوباره به استفاده از مواد وسوسه شویم. نمونه این گونه کارها رفتن به خانه کسانی است که از آنها مواد می خریدیم به بهانه این که می خواهیم با آنها درد دل کنیم یا رفتن به مهمانی هایی که می دانیم در آنجا مواد مصرف میشود. در این مرحله است که بیماری اعتیاد مان توانسته است ما را فریب دهد و متقاعد کند که در دسترس بودن مواد و دیدن کسانی که سرگرم استفاده از مواد هستند مشکلی برای ما ایجاد نخواهد کرد.
مرحله دهم – لغزش
- با بازگشت به افکار، احساسات، رفتار و دیدگاه های قدیمی و با کنار گذاشتن راهکارها و حمایتهایی که برای بهبودی ما ضرورت دارند و قرار دادن خود در شرایط پر مخاطره سرانجام بار دیگر به سراغ مواد مخدر میرویم و لغزش جسمی ما آغاز می شود. در این حالت اوضاع را اینگونه توجیه می کنیم که یا باید مواد مصرف کنیم یا کارمان به خودکشی خواهد کشید با خود خواهیم گفت اگر مواد مصرف نکنیم فشارهای عصبی و روانی ناشی از مشکلات زندگی ما را از پا در خواهند آورد و ممکن است بر اثر احساس بدبختی و درماندگی به زندگی خود پایان دهیم. اگر به عنوان یک معتاد با این سه گزینه یعنی خودکشی و از پا در آمدن به علت فشارهای عصبی و مشکلات زندگی یا استفاده از مواد مخدر روبرو می شدید کدام گزینه را انتخاب خواهید کرد ؟؟طبیعی است که مواد مخدر را انتخاب می کردید چون بگزین های دیگر مرگ و نابودی به همراه دارند در این حالت است که ما به سراغ گزینه ای می رویم که می دانیم دردهای ما را تسکین می دهد و به ما کمک میکند تا از مشکلات فرار کنیم یا با آنها کنار بیایید فاجعه ای که همه ما معتادان آن را تجربه کردهایم این است که مصرف مواد نه تنها مشکلات ما را حل نمی کند بلکه مشکلات ما را افزایش نیز می دهد.
مرحله یازدهم – عواقب و پی آمدهای لغزش
- پس از لغزش جسمی یعنی استفاده دوباره از مواد ممکن است یکی از این راه را پیش بگیریم: بعضی از ما معتادان متوجه میشویم که اشتباه کردهایم و در واقع برای کنار آمدن با زندگی به طرز فکر قدیمی خود بازگشته ایم. در چنین حالتی کار را سخت نمیگیریم و خود را سرزنش نمی کنیم بلکه متوجه اشتباهات همان میشویم و دوباره درخواست کمک میکنیم و بهبودی مان را شروع می کنیم. گروه دوم معتادان ای هستند که بعد از یک لغزش این واقعه زندگی را برای خود سخت می گیرند آنها از انجمن شان درخواست کمک نمیکنند و به مصرف مواد ادامه میدهند بسیاری از این گروه با مشکلات بزرگ دیگری در زندگی روبرو می شوند و سر انجام ممکن است یا خودکشی کنند یا بر اثر عوارض ناشی از مصرف مواد مخدر سلامتی خود را از دست بدهند یا اینکه بر اثر تصادف یا رویدادهای خشونت بار کشته شوند.
۴-هشدارهای لغزش
این بخش شامل فهرستی از علائم رایج و متداول است که به ما خطر لغزش را هشدار می دهند .با آگاهی و شناختن علائم هشدار دهنده که اغلب بر اثر تغییرات در افکار، دیدگاه و رفتار ما در بهبودی بروز میکنند ما شانس بیشتری برای اتخاذ تدابیر لازم برای پیشگیری از لغزش و حفظ بهبودی خود خواهیم داشت .
- تغیرات در طرز فکرمان
- تغیرات در دیدگاهمان
- تغیرات در رفتارمان
در صفحات قبلی یاد گرفتیم که لغزش یک فرآیند است که از سه مرحله مختلف تشکیل شده است:احساسی ،روانی و بلاخره جسمی که در آن وقت است که ما سرانجام مصرف مواد مخدر را از سر میگیریم اما در بین این مراحل علائم فراوانی وجود دارد که به ما هشدار و اخطار میدهد بهبود ایمان در خطر است. اخطارهای لغزش خود را به شکل ناتوانی ما در کنار آمدن با احساسات مان و تغییر در طرز فکر و برداشتها و رفتارهای ما در حال بهبودی نشان میدهد و اگر ما این نشانهها را نادیده بگیریم سرنوشتی جز مصرف مجدد مواد مخدر نخواهیم داشت. علت اصلی لغزش بسیاری از ما معتادان در حال بهبودی بی توجهی به اخطارهای مغزش است بیشتر ما به این دلیل آنها را نادیده میگیریم ،چون فکر میکنیم مواد مصرف کردهایم در نتیجه جای هیچ گونه نگرانی نیست و کیفیت بهبودی مان خوب است. اما باید بدانیم که این طرز فکر چیزی جز فریب دادن خودمان نیست. اما چنانچه در حال بهبودی اخطارها را بشناسیم و متوجه تغییرات در افکار و رفتار مان بشویم آن وقت شانس بیشتری برای حفظ بهبودی مان خواهیم داشت و در این مواقع است که می باید از ابزارها و راهکارهای برنامه مان بیشتر استفاده کنیم.
برای اطلاع و آگاهی شما در این قسمت خلاصه ای از تغییراتی که معمولاً در طرز فکر و دیدگاه و رفتار ما معتادان در حال بهبودی پیش میآید که باعث مصرف دوباره ما می شود ارائه شده است.
برگرفته از کتاب یک قدم به عقب نوشته الهه راسخی تبار
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 15:28 توسط M.Dashti
|
برچسب:
نویسنده: مانی نظری
تاريخ: چهارشنبه
24 اسفند
1401 ساعت: 17:24